السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1031

تعليقات نقض ( فارسى )

في زمن رسول اللّه ( ص ) و صلّى عليه و كفّنه في قميصه قبل النهي عن الصلاة على المنافقين و انّما صلّى عليه لكرامة ابنه و إحسانا و كرما و حلما » . مفسّران در تفسير آياتى كه در حقّ منافقان نازل شده بطور تفصيل بذكر شرح حال و سيّئات اعمال او پرداخته‌اند ( مثلا در سورهء منافقين ، و در تفسير آيهء 84 سورهء توبه « و لا تصلّ على أحد منهم مات أبدا ( الآية ) » و در قضيّهء افك » و همچنين مورّخان و سيره‌نويسان ، و همچنين مجلسى ( ره ) در حياة القلوب ( مجلّد دوم ، باب سى و هفتم ) و در مراجعه بكلمات ايشان كفايت است خواننده را . 2 - جدّ بن قيس - ابن هشام در سيره در چند جا بنفاق و كارهاى منافقانهء او تصريح كرده است و همچنين سهيلى در الروض الانف و همچنين مورّخان . ابو الفتوح ( ره ) در تفسير آيهء « و منهم من يقول ائذن لي ( آيهء 50 سورهء مباركهء توبه ) گفته : « آيت در جدّ بن قيس آمد او از رؤوس منافقان بود كه چون رسول بغزاى تبوك خواست شدن او را گفت : يا أبا وهب هل لك في جهاد بني الأصفر تتّخذ منهم سراري و وصفاء ؟ افتد كه با بنى الأصفر كارزار كنى يعنى روميان و از ايشان سريّت و وصيفتان آرى و روميان را بنو الأصفر خواندند كه حبشه بر روم غالب شدند و از ايشان برده آوردند و فرزندان آمد ايشان را از حبشه پس سواد حبشه و بياض روم بر ايشان جمع شد زردفام بودند چون رسول عليه السلام او را اين بگفت او جواب داد و گفت : يا رسول اللّه قوم من مىدانند كه من بزنان مولع باشم و ميترسم كه نبادا كه زنان ببينم و از ايشان نشكيبم مرا بفتنه ميفكن و دستورى باشد تا بنشينم ، رسول عليه السلام روى از او بگردانيد و بخشم او را گفت : دستورى دادم هر كجا خواهى ميرو ، خداى تعالى اين آيت فرستاد گفت : ( تا آخر كلمات او ) . 3 - زيد بن لصيت - ابن هشام در سيره بتفصيل بنفاق او تصريح كرده و در وقايع غزوهء تبوك كه ناقهء پيغمبر ( ص ) گم شده و بطور اعجاز پيدا شده است ابن لصيت نامبرده